فرهنگ آریان‌پور

دست پاچه کردن

#۹۳٬۸۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

embarrass

دست پاچه کردن، برآشفتن، خجالت دادن، شرمسار شدن

۲

confuse

مغشوش شدن، با هم اشتباه کردن، آسیمه کردن، گیج کردن، دست پاچه کردن

۳

fluster

سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى

۴

incommode

ناراحت کردن، ناراحت گذاردن، دردسر دادن، آزار رساندن، گیج کردن، دست پاچه کردن

۵

overwhelm

سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، پایمال کردن، مضمحل کردن، مستغرق در اندیشه شدن، دست پاچه کردن، درهم شکستن

۶

disconcert

مشوش کردن، دست پاچه کردن، مبهوت کردن، عدم هم آهنگى داشتن