فرهنگ آریان‌پور

دست به دست هم دادن

#۹۳٬۷۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

join

ملحق کردن، ملحق شدن، متصل کردن، پیوستن، پیوند زدن، ازدواج کردن، گراییدن، متحد کردن، در مجاورت بودن

۲

concur

موافقت کردن، هم راى بودن، دمساز شدن

۳

conspire

توطئه چیدن براى کار بد، هم پیمان شدن، درنقشه خیانت شرکت کردن

۴

cooperate

همیارى کردن، با هم کار کردن، همدستى کردن، تشریک مساعى کردن، اشتراک مساعى کردن، تعاون کردن