فرهنگ آریان‌پور

دست‌ اندازی‌ کردن

#۹۳٬۷۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

encroach

دست اندازى کردن، دست درازى کردن، تخطى کردن، تجاوز کردن

۲

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۳

impinge

تجاوز کردن، تخطى کردن، حمله کردن، خرد کردن، پرت کردن