فرهنگ آریان‌پور

دزدیدن

#۹۳٬۶۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

nim

دزدیدن، کش رفتن

۲

ilch

کش رفتن، به چابکى دزدیدن، دزدیدن، دزدى

۳

peak

قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن

۴

pick

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز واژه هاى شامل

۵

filch

کش رفتن، به چابکى دزدیدن، دزدیدن، دزدى

۶

abduct

ربودن، دزدیدن (شخص)، دور کردن، آدم دزدیدن، (پزشکى) از مرکز بدن دور کردن

۷

picaro

(picaroonp، pickaroon) دزد، دزد دریایى، دزدیدن، اوباش

۸

embezzle

اختلاس کردن، دستبرد زدن به، حیف و میل کردن، دزدیدن، بالا کشیدن

۹

picaroonp

(picaro، pickaroon) دزد، دزد دریایى، دزدیدن، اوباش

۱۰

hook

قلاب، چنگک، (مجازى) دام، تله، ضربه، به شکل قلاب درآوردن، کج کردن، گرفتار کردن، به دام انداختن، ربودن، گیر آوردن hook خودمانی‌

۱۱

lift

بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع به نظر آمدن، بلندى، بالابرى، یک وهله بلند کردن بار، دزدى، سرقت، ترقى، پیشرفت، ترفیع، آسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا بر

۱۲

sneak

دزدکى حرکت کردن، خود را پنهان ساختن، حرکت پنهانى

۱۳

swipe

ضربت سخت، حرکت جاروبى، جرعه طولانى، ضربه تند و شدید زدن، کش رفتن

۱۴

mooch

ولگردى کردن، تلکه کردن

۱۵

snitch

خبرکش، دله دزدى کردن، کش رفتن