فرهنگ آریان‌پور

دریغ داشتن

#۹۳٬۵۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۲

flinch

شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک

۳

withdraw

(past: withdrew ; past participle: withdrawn) ـ پس گرفتن، کنار کشیدن، دریغ داشتن، (withdrawal) پس گرفتن، باز گرفتن، صرفنظر کردن، بازگیرى

۴

withhold

(past: withheld ; past participle: withheld) ـ دریغ داشتن، مضایقه داشتن، خوددارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن

۵

stint

محدود کردن، از روى لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن