فرهنگ آریانپور
دریغ داشتن
#۹۳٬۵۰۲
spare
دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک
flinch
شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک
withdraw
(past: withdrew ; past participle: withdrawn) ـ پس گرفتن، کنار کشیدن، دریغ داشتن، (withdrawal) پس گرفتن، باز گرفتن، صرفنظر کردن، بازگیرى
withhold
(past: withheld ; past participle: withheld) ـ دریغ داشتن، مضایقه داشتن، خوددارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن
stint
محدود کردن، از روى لئامت دادن، مضایقه کردن، کم دادن، بقناعت واداشتن