فرهنگ آریان‌پور

دریده - درهم -

#۹۳٬۴۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

torn

(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک tear