فرهنگ آریانپور
دریدگی
#۹۳٬۴۸۲
laceration
دریدگى، پارگى
rift
خراش، بریدگى، شکاف دهنده، چاک، دریدگى، چاک دادن، شکافتن، بریدن، برش دادن
screed
سخن یا نامه دراز و خسته کننده، درد دل، تکه پاره، باریکه زمین، دریدگى، نوار
abscission
ریزش، برش، قطع، جدایى، دریدگى، قطع پوست و گوشت
rip
شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک
tear
(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک
cleft
(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول
rupture
گسیختگى، قطع، سکستگى، جدایى، گسیختن، جدا کردن، ترکیدن، قطع کردن، پارگى، گسستن، گسستگى
cleavage
رخ، عمل شکافتن، ورقه ورقه شدگى، شکافتگى، تقسیم
puncture
سوراخ، پنچر، سوراخ کردن، پنچر شدن