فرهنگ آریان‌پور

دریدگی

#۹۳٬۴۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

laceration

دریدگى، پارگى

۲

rift

خراش، بریدگى، شکاف دهنده، چاک، دریدگى، چاک دادن، شکافتن، بریدن، برش دادن

۳

screed

سخن یا نامه دراز و خسته کننده، درد دل، تکه پاره، باریکه زمین، دریدگى، نوار

۴

abscission

ریزش، برش، قطع، جدایى، دریدگى، قطع پوست و گوشت

۵

rip

شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک

۶

tear

(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک

۷

cleft

(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول

۸

rupture

گسیختگى، قطع، سکستگى، جدایى، گسیختن، جدا کردن، ترکیدن، قطع کردن، پارگى، گسستن، گسستگى

۹

cleavage

رخ، عمل شکافتن، ورقه ورقه شدگى، شکافتگى، تقسیم

۱۰

puncture

سوراخ، پنچر، سوراخ کردن، پنچر شدن