فرهنگ آریان‌پور

دریچه

#۹۳٬۴۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hatch

دریچه، روزنه، نصفه در، روى تخم نشستن (مرغ)، (مجازى) اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیرى، (مجازى) درآمد، نتیجه، خط انداختن، هاشور زدن

۲

trapdoor

دریچه

۳

lid

سرپوش، کلاهک، دریچه، پلک چشم، چفت، کلاهک گذاشتن، دریچه گذاشتن، چفت زدن به

۴

trap

زانویى مستراح و غیره تله، دام، دریچه، گیر، محوطه کوچک، شکماف، نیرنگ، فریب دهان، به دام انداختن، در تله انداختن، تله، در تله اندازى

۵

vent

باد خور گذاردن براى، بیرون ریختن، بیرون دادن، خالى کردن، مخرج، منفذ، دریچه

۶

valve

در، دریچه، سوپاپ، سرپوش، به شکل دریچه یا سوپاپ، شیر، لامپ

۷

choke

خفه کردن، بستن، مسدود کردن، انسداد، اختناق، دریچه، ساسات (ماشین)

۸

wicket

دروازه کوچک، در، دریچه، حلقه، (در بازى کریکت) چوگان

۹

window

پنجره، روزنه، ویترین، دریچه، پنجره دار کردن واژه هاى شامل

۱۰

closure

خاتمه، راى کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، دریچه، درب بطرى و غیره، دربستن، بستار، بسته شدن

۱۱

scuttle

سطل ذغال، جا ذغالى، کج بیل، گام تند، گریز، عقب نشینى، روزنه، دریچه، سوراخ کردن، بسرعت دویدن، در رفتن

۱۲

slacker

کسى که از انجام وظیفه شانه تهى کند، آدم سست و بى حال، سست کننده، دریچه، فرارى از خدمت نظام

۱۳

valvate

در، دریچه، سوپاپ، سرپوش، به شکل دریچه یا سوپاپ

۱۴

porthole

پنجره کشتى یا هواپیما، دریچه، مزغل، سوراخ برج

۱۵

hatch way

روزنه عرشه کشتى مخصوص پایین فرستادن بار، دریچه، نصف در

۱۶

sally port

دروازه بزرگ قلعه، درب ورودى بزرگ، دریچه