فرهنگ آریان‌پور

دریانورد

#۹۳٬۳۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

mariner

دریایى، بحرى، وابسته به دریانوردى، تفنگدار دریایى marine

۲

navigator

کشتیران، دریانورد، هدایت گر

۳

seafaring

دریانوردى

۴

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک

۵

sailor

(sailer =) ـ دریا نورد، ملوان، قایق بادبانى، ملاح، ناوى

۶

seaman

ملوان، جاشو (کلمه مخالف landman) ـ

۷

suture

درز، بخیه، شکاف، چاک، دوختن

۸

seafarer

دریا نورد، بحر پیما