فرهنگ آریان‌پور

دریاکنار

#۹۳٬۳۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

coast

ساحل، دریاکنار، سریدن، سرازیر رفتن

۲

shore

کنار دریا، لب (در یا)، کرانه، ساحل، بساحل رفتن، فرود آمدن، ترساندن

۳

strand

کنار دریا، کنار رود، کرانه، بندرگاه، رشته، لا، لایه، رودخانه، مجرا، مسیر، رسیدن، بصخره خوردن کشتى، تنها گذاشتن، گیر افتادن، متروک ماندن، به هم بافتن و به صورت طناب درآوردن