فرهنگ آریانپور
دریافت
#۹۳٬۲۸۸
sentience
دریافت، ادراک، درک، زندگى فکرى، مبناى حس و حساسیت، حساسیت جسمانى
percipience
دریافت، درک، فراست، بینش و ادراک، احساس، حس تشخیص
comprehension
دریافت، قوه ادراک
caught
گرفت، به چنگ آورد، گرفتار کرد، گیر آورد، دریافت
receipt
رسید، اعلام وصول، دریافت، رسید دادن، اعلام وصول نمودن، وصول کردن، (معنى مجازى) بزهکاران را تحویل گرفتن
sensing
احساس، دریافت
inception
آغاز، شروع، درجه گیرى، اصل، اکتساب، دریافت، بستن نطفه
reception
پذیرایى، مهمانى، پذیرش، قبول، برخورد، دریافت
perception
ادراک، احساس، درک، مشاهده قوه ادراک، آگاهى، دریافت
discernment
تشخیص، تمیز، بصیرت، بینایى، دریافت، درک
ken
(past: kenned, kent ; past participle: kenned) ـ نظر، بینش، بصیرت
view
نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن
inference
استنتاج، استنباط
knowledge
بصیرت، اطلاع، دانش، معرفت، وقوف، دانایى، علم، آگاهى