فرهنگ آریان‌پور

دریابش

#۹۳٬۲۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

feel

(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن

۲

aptitude

استعداد، گنجایش، شایستگى، لیاقت، تمایل طبیعى، میل ذاتى

۳

reconnaissance

شناسایى، بازدید مقدماتى، اکتشاف