فرهنگ آریانپور
دریابش
#۹۳٬۲۴۷
feel
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن
aptitude
استعداد، گنجایش، شایستگى، لیاقت، تمایل طبیعى، میل ذاتى
reconnaissance
شناسایى، بازدید مقدماتى، اکتشاف
#۹۳٬۲۴۷
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن
استعداد، گنجایش، شایستگى، لیاقت، تمایل طبیعى، میل ذاتى
شناسایى، بازدید مقدماتى، اکتشاف