فرهنگ آریان‌پور

دری وری

#۹۳٬۱۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

drivel

گلیز، آب دهان جارى ساختن، از دهن یا بینى جارى شدن، درى ورى سخن گفتن

۲

gossip

شایعات بى اساس، شایعات بى پر و پا، درى ورى، اراجیف، بد گویى، سخن چینى، شایعات بى اساس دادن، درى ورى گفتن یا نوشتن، سخن چینى کردن، خبر کشى کردن

۳

crap

دیلار، گندم سیاه، تلخه، تفاله، چرند، نوعى قمار، به دار زدن، قماربازى کردن

۴

froth

کف، سرجوش، (مجازى) یاوه، سخن پوچ، کف کردن، بکف آوردن، اظهار کردن، نمایاندن، صدا زدن

۵

piffle

چرند، ناچیز، من من کردن، حرف بیهوده زدن، مهمل گویى

۶

eyewash

مایع چشم شویى، داروى چشم، تظاهر

۷

nonsense

یاوه، مهمل، مزخرف، حرف پوچ، بى معنى، خارج از منطق

۸

gibberish

حرف شکسته و نا مفهوم، نامفهوم، قلمبه سولمبه

۹

disconnected

جدا، سوا، بریده، منفصل، بیربط