فرهنگ آریانپور
دری وری
#۹۳٬۱۸۰
drivel
گلیز، آب دهان جارى ساختن، از دهن یا بینى جارى شدن، درى ورى سخن گفتن
gossip
شایعات بى اساس، شایعات بى پر و پا، درى ورى، اراجیف، بد گویى، سخن چینى، شایعات بى اساس دادن، درى ورى گفتن یا نوشتن، سخن چینى کردن، خبر کشى کردن
crap
دیلار، گندم سیاه، تلخه، تفاله، چرند، نوعى قمار، به دار زدن، قماربازى کردن
froth
کف، سرجوش، (مجازى) یاوه، سخن پوچ، کف کردن، بکف آوردن، اظهار کردن، نمایاندن، صدا زدن
piffle
چرند، ناچیز، من من کردن، حرف بیهوده زدن، مهمل گویى
eyewash
مایع چشم شویى، داروى چشم، تظاهر
nonsense
یاوه، مهمل، مزخرف، حرف پوچ، بى معنى، خارج از منطق
gibberish
حرف شکسته و نا مفهوم، نامفهوم، قلمبه سولمبه
disconnected
جدا، سوا، بریده، منفصل، بیربط