فرهنگ آریان‌پور

درونین

#۹۳٬۱۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

inner

درونى، باطنى، داخلى، تویى، روحى

۲

interior

داخل، درون، درونى، داخلى، دور از مرز، دور از کرانه

۳

internal

داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى

۴

innermost

میانى، درونى، داخلى ترین، دراعماق (چیزى)

۵

intrinsic

ذاتى، اصلى، باطنى، طبیعى، ذهنى، روحى، حقیقى، مرتب، شایسته، فطرى