فرهنگ آریان‌پور

درونی ترین

#۹۳٬۱۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

inmost

درونى، میانى، باطنى، (مجازى) صمیمانه

۲

innermost

میانى، درونى، داخلى ترین، دراعماق (چیزى)