فرهنگ آریانپور
درونزاد
#۹۳٬۱۳۵
meet
(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى
inborn
درون زاد، نهادى، موروثى، جبلى (jabelly)، ذاتى، فطرى
ingrown
روینده و رشد کننده در درون چیز دیگرى، اصلى، فطرى
subjective
ذهنى، درونى، معقول، وابسته به طرز تفکر شخص، فاعلى، خصوصى، فردى ly