فرهنگ آریان‌پور

درون‌ کشوری

#۹۳٬۰۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

interior

داخل، درون، درونى، داخلى، دور از مرز، دور از کرانه

۲

internal

داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى