فرهنگ آریانپور
درون سوی
#۹۳٬۰۵۸
into
توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن into intro inwards
inbound
به درون، وارد شونده، داخل مرز، محصور در حدود معینى
#۹۳٬۰۵۸
توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن into intro inwards
به درون، وارد شونده، داخل مرز، محصور در حدود معینى