فرهنگ آریانپور
درون زاد
#۹۳٬۰۳۷
inborn
درون زاد، نهادى، موروثى، جبلى (jabelly)، ذاتى، فطرى
innate
درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى rosecolored
endogenous
درون زاد، درونى
rosy
گلگون، سرخ، لعل فام، خوشبو، گل پاشیده، گلى کردن
inbred
ذاتى، جبلى، فطرى، غریزى، ایجاد شده بر اثر تخم کشى از موجودات هم تیره
organic
عضوى، ساختمانى، موثر در ساختمان اندام، اندام دار، اساسى، اصلى، ذاتى، بنیانى، حیوانى، آلى، وابسته به شیمى آلى، وابسته به موجود آلى
inherent
ذاتى، اصلى، چسبنده
intrinsic
ذاتى، اصلى، باطنى، طبیعى، ذهنى، روحى، حقیقى، مرتب، شایسته، فطرى