فرهنگ آریانپور
درون دمیدن
#۹۳٬۰۱۴
draw
(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش
inhale
تنفس کردن، تو کشیدن، در ریه فروبردن، استنشاق کردن، بداخل کشیدن، استشمام کردن
inspire
در کشیدن نفس، استنشاق کردن، الهام بخشیدن، دمیدن در، القاء کردن