دروغین
#۹۲٬۹۵۶
bum
(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن
mock
ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر
bogus
ساختگى، جعلى، قلابى
dummy
ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک
quack
(quacksalver , charlatan =) ـ شارلاتان، زبان باز، صداى اردک، قات قات، آدم شارلاتان، چاخان، دروغى، ساختگى، قلابى، قات قات کردن، صداى اردک کردن، دواى قلابى دادن
pseudo
(spurious، sham، pseud) ـ پیشوندى است به معنى " کاذب " و " ساختگى " و " دروغ "
phantom
(pantom =) ـ خیال، منظر، ظاهر فریبنده، شبح، خیالى، روح
spurious
جعلى، قلابى، قلب، بدلى، بدل، الکى، نادرست، حرامزاده
factitious
(factitive =) ـ ساختگى، مصنوعى، صورى، غیر طبیعى، دروغى، وانمود کننده، بهانه کننده False
fictitious
جعلى، ساختگى، موهوم makebelieve