فرهنگ آریان‌پور

دروغ

#۹۲٬۸۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

fib

دروغ، دروغ در چیز جزیى، دروغ گفتن

۲

False

دروغ، کذب، کاذبانه، مصنوعى، دروغگو، ساختگى، نادرست، غلط، قلابى، بدل

۳

untrue

دروغ، ناراستین، نادرست، خائن، خلاف واقع، غیر واقعى، بیوفا

۴

falsity

دروغ، سقم، نادرستى، تقلب، خیانت

۵

lie

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى

۶

bung

چوب پنبه بشکه، دریچه مجرا، کیسه، (مجازى) جیب بر، ساقى، دروغ، سوراخ بشکه را بستن

۷

fable

افسانه، داستان، دروغ، حکایت اخلاقى، حکایت گفتن

۸

lying

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى lie

۹

fiction

افسانه، قصه، داستان، اختراع، جعل، خیال، وهم، دروغ، فریب، بهانه

۱۰

falsehood

کذب، دروغ، سخن دروغ

۱۱

mendacious

دروغگو، کاذب

۱۲

equivocation

ابهام، دروغ

۱۳

story

حکایت، داستان، نقل، روایت، گزارش، شرح، طبقه، اشکوب، داستان گفتن، به صورت داستان در آوردن story شهادت‌ یا اظهار

۱۴

invention

اختراع، ابتکار

۱۵

fabrication

ساخت