دروغ
#۹۲٬۸۹۱
fib
دروغ، دروغ در چیز جزیى، دروغ گفتن
False
دروغ، کذب، کاذبانه، مصنوعى، دروغگو، ساختگى، نادرست، غلط، قلابى، بدل
untrue
دروغ، ناراستین، نادرست، خائن، خلاف واقع، غیر واقعى، بیوفا
falsity
دروغ، سقم، نادرستى، تقلب، خیانت
lie
(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى
bung
چوب پنبه بشکه، دریچه مجرا، کیسه، (مجازى) جیب بر، ساقى، دروغ، سوراخ بشکه را بستن
fable
افسانه، داستان، دروغ، حکایت اخلاقى، حکایت گفتن
lying
(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى lie
fiction
افسانه، قصه، داستان، اختراع، جعل، خیال، وهم، دروغ، فریب، بهانه
falsehood
کذب، دروغ، سخن دروغ
mendacious
دروغگو، کاذب
equivocation
ابهام، دروغ
story
حکایت، داستان، نقل، روایت، گزارش، شرح، طبقه، اشکوب، داستان گفتن، به صورت داستان در آوردن story شهادت یا اظهار
invention
اختراع، ابتکار
fabrication
ساخت