درود
#۹۲٬۸۷۶
hail
تگرگ، طوفان تگرگ، تگرگ باریدن : سلام، درود، خوش باش، سلام برشما باد، سلام کردن، صدا زدن، اعلام ورود کردن (کشتى) ـ
greet
(lament، weep =) ـ گریه، داد، فریاد، سلام، درود، برخورد، تلافى، درود گفتن، تبریک گفتن، تاسف، تاثر
regard
ملاحظه، مراعات، رعایت، توجه، درود، سلام، بابت، باره، نگاه، نظر، ملاحظه کردن، اعتنا کردن به، راجع بودن به، وابسته بودن به، نگریستن، نگاه کردن، احترام
salute
سلام، احترام نظامى، سلام کردن، سلام دادن، تهنیت گفتن، درود
greeting
(lament، weep =) ـ گریه، داد، فریاد، سلام، درود، برخورد، تلافى، درود گفتن، تبریک گفتن، تاسف، تاثر
compliment
تعارف، تعریف، درود، تعریف کردن از
salutation
سلام، درود، تهنیت، تعارف، سلام اول نامه
wood
چوب، هیزم، بیشه، جنگل، چوبى، درختکارى کردن، الوار انباشتن
aloha
(هاوایى) خدا حافظ
hello
سلام
plank
قطعه، قسمت، واحد، قسمتى از برنامه، تخته، تخته میز و پیشخوان مهمانخانه، تخته پوش کردن، تخته تخته کردن
lumber
تخته، الوار، تیر بریده، الوار را قطع کردن، چوب برى کردن، سنگین حرکت کردن، سلانه سلانه راه رفتن