واژههای فارسی←دروفرهنگ آریانپوردرو#۹۲٬۸۳۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱harvestخرمن، محصول، هنگام درو، وقت خرمن، نتیجه، حاصل، درو کردن و برداشتنواژههای نزدیک در الفبادربند چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربند نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربهشت جا دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربیخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربین راه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر