فرهنگ آریان‌پور

درهم و برهمی

#۹۲٬۸۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

misrule

درهم و برهمى، آشوب، سوء اداره

۲

mix up

درهم و برهمى، اشتباه

۳

mash

خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى

۴

muss

درهم و بر هم یا کثیف کردن، تلاش، تقلا، کوشش، به هم خوردگى، درهم و برهمى

۵

clutter

صداهاى ناهنجار درآوردن، درهم ریختن، درهم ریختگى، درهم و برهمى

۶

disarray

اغتشاش، بى نظمى، درهم و برهمى

۷

confusion

گیجى، اشتباهى گرفتن، آسیمگى، پریشانى، درهم و برهمى، اغتشاش، دست پاچگى

۸

hugger mugger

پنهانى، خفا، خلوت، تنهایى، مطلب محرمانه، درهم و برهمى، پنهان، زیر جلى، نهان کردن، مخفى کردن

۹

mess

یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن mess mixup muddiness

۱۰

chaos

هرج و مرج، بى نظمى کامل، شلوغى، آشفتگى

۱۱

tumble

رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى

۱۲

farrago

آمیزش، توده درهم و بر هم foulup huggermugger mare'snest