فرهنگ آریان‌پور

درهم و برهم شدن

#۹۲٬۸۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن

۲

unsettle

بر هم زدن، ناراحت کردن، مغشوش کردن