درهم و بر هم
#۹۲٬۸۰۹
pial
درهم و بر هم، بى ترتیب
untidy
درهم و بر هم، نامرتب
imbroglio
درهم و بر هم، قطعه موسیقى درهم آمیخته و نامرتب، مسئله غامض، سوء تفاهم
higgledy piggledy
درهم و بر هم، به طور درهم و بر هم، آشفته و نامرتب، درهم برهمى
olio
شلوغ، درهم و بر هم، مخلوط، چیز درهم ریخته
sloppy
کثیف، درهم و بر هم، نامرتب، شلخته
tangly
گوریده، گیردار، پر گرفتارى، درهم و بر هم، ژولیده
turbid
گل آلود، تیره، کدر، درهم و بر هم، مه آلود
shagged
موى زبر، موى کرک شده، موى درهم و بر هم، توتون زبر، پارچه مویى زبر، آویزان بودن، درهم و بر هم ساختن، پر مو ساختن، خشن ساختن، تکان دادن، لرزاندن
desultory
بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط
woebegone
افسرده، گرفتار غم، غرق در اندوه، درهم و بر هم
unorganized
نابسامان، غیر مشتکل، فاقد سازمان، درهم و بر هم
galley west
به ویرانى، ویران، درهم و بر هم، رو به ویرانى
topsy turvy
وارونه، واژگون، سروته، درهم و بر هم
hurry scurry
(hurry skurry =) ـ دستپاچگى، شتاب زدگى، با شتاب انجام شده، درهم و بر هم، از روى دستپاچگى، به طور درهم و بر هم
hurry skurry
(hurry scurry =) ـ دستپاچگى، شتاب زدگى، با شتاب انجام شده، درهم و بر هم، از روى دستپاچگى، به طور درهم و بر هم