فرهنگ آریان‌پور

درهم و بر هم

#۹۲٬۸۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pial

درهم و بر هم، بى ترتیب

۲

untidy

درهم و بر هم، نامرتب

۳

imbroglio

درهم و بر هم، قطعه موسیقى درهم آمیخته و نامرتب، مسئله غامض، سوء تفاهم

۴

higgledy piggledy

درهم و بر هم، به طور درهم و بر هم، آشفته و نامرتب، درهم برهمى

۵

olio

شلوغ، درهم و بر هم، مخلوط، چیز درهم ریخته

۶

sloppy

کثیف، درهم و بر هم، نامرتب، شلخته

۷

tangly

گوریده، گیردار، پر گرفتارى، درهم و بر هم، ژولیده

۸

turbid

گل آلود، تیره، کدر، درهم و بر هم، مه آلود

۹

shagged

موى زبر، موى کرک شده، موى درهم و بر هم، توتون زبر، پارچه مویى زبر، آویزان بودن، درهم و بر هم ساختن، پر مو ساختن، خشن ساختن، تکان دادن، لرزاندن

۱۰

desultory

بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط

۱۱

woebegone

افسرده، گرفتار غم، غرق در اندوه، درهم و بر هم

۱۲

unorganized

نابسامان، غیر مشتکل، فاقد سازمان، درهم و بر هم

۱۳

galley west

به ویرانى، ویران، درهم و بر هم، رو به ویرانى

۱۴

topsy turvy

وارونه، واژگون، سروته، درهم و بر هم

۱۵

hurry scurry

(hurry skurry =) ـ دستپاچگى، شتاب زدگى، با شتاب انجام شده، درهم و بر هم، از روى دستپاچگى، به طور درهم و بر هم

۱۶

hurry skurry

(hurry scurry =) ـ دستپاچگى، شتاب زدگى، با شتاب انجام شده، درهم و بر هم، از روى دستپاچگى، به طور درهم و بر هم