فرهنگ آریانپور
درهم کوفتن
#۹۲٬۷۹۱
rend
(past: rent ; past participle: rent) ـ پاره کردن، چاک زدن، دریدن، کندن
crush
فشردن، چلاندن، له شدن، خردشدن، با صدا شکستن، (مجازى) شکست دادن، پیروز شدن بر
level
سطح، میزان، تراز، هموار، تراز کردن، آلت ترازگیرى، سطح برابر، هم تراز، هم پایه، یک نواخت، یک دست، موزون، هدف گیرى، ترازسازى، مسطح کردن یاشدن، نشانه گرفتن
trounce
شکست دادن، سخت زدن، بسختى تنبیه کردن، سرزنش کردن
scrunch
صداى به هم خوردن چیزى (مثل صداى سنگریزه)، درهم شکستن، به هم فشردن، مچاله کردن، منقبض کردن