فرهنگ آریان‌پور

درهم ریخته‌ کردن

#۹۲٬۷۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

tangle

درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن