فرهنگ آریانپور
درهم ریختگی
#۹۲٬۷۵۷
huddle
روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه
clutter
صداهاى ناهنجار درآوردن، درهم ریختن، درهم ریختگى، درهم و برهمى
bewilderment
گیجى، سردرگمى، بهت، حیرت، درهم ریختگى، اغتشاش، بى ترتیبى
tumult
هنگامه، همهمه، غوغا، شلوغ، جنجال، آشوب، التهاب، اغتشاش کردن، جنجال راه انداختن untidiness
squalor
درهم و برهمى و کثافت، آلودگى، کثافت کارى، ژولیدگى