فرهنگ آریان‌پور

درهم پیچیدن

#۹۲٬۷۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

intertwine

درهم پیچیدن، درهم بافتن، درهم بافته شدن، تقاطع کردن، به هم تابیدن

۲

taut

سفت، شق، محکم کشیدن، کشیده، مات کردن، درهم پیچیدن، محکم بسته شده (مثل طناب دور یک بسته)

۳

pleach

درهم بافتن، درهم پیچیدن، درهم گیر افتادن

۴

tangle

درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن