فرهنگ آریان‌پور

درهم بافتن

#۹۲٬۷۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

pleach

درهم بافتن، درهم پیچیدن، درهم گیر افتادن

۲

interlace

درهم بافتن، به هم پیچیدن، در هم آمیختن، در هم بافتن، مشبک کردن، از هم گذراندن، تقاطع کردن

۳

raddle

گل اخرى، گل قرمز، درهم بافتن

۴

inweave

(enweave =) ـ با هم بافتن، درهم بافتن، درهم متقاطع کردن

۵

interlock

همبند کردن، همبند شدن، به هم پیوستن، در هم گیر کردن، به هم ارتباط داشتن، به هم قفل کردن، درهم بافتن، به هم پیچیدن

۶

intertwine

درهم پیچیدن، درهم بافتن، درهم بافته شدن، تقاطع کردن، به هم تابیدن

۷

lace

پر از سوراخ، پر از سوراخ کردن، بند کفش، تر، تورى، نوار، قیطان، بندکفش را بستن، یراق دوزى کردن، بنددار کردن

۸

involve

گرفتار کردن، گیر انداختن، وارد کردن، گرفتار شدن، در گیر کردن یا شدن

۹

interweave

(past: interwove ; past participle: interwoven) ـ با هم بافتن، در هم بافتن، با هم آمیختن، مشبک کردن