فرهنگ آریانپور
درهم
#۹۲٬۷۲۷
hash
درهم، درهم کردن، خرد کردن، گوشت و سبزه هاى پخته که با هم بیامیزند، آمیزش، مخلوط، مخلوط کردن، ریزه ریزه کردن، آدم کودن
drachm
درهم، درم (پول قدیمى)، درم (مقیاس وزن)
drachma
درهم، پول نقره یونان باستان
drachmae
درهم، پول نقره یونان باستان
drachmai
درهم، پول نقره یونان باستان
unsettled
درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته
mixed
آمیخته، مخلوط، درهم، قاتى
shaggy
زبر، درهم، کرک شده، مو دراز، پر مو، پشمالو
garbled
آشفته، درهم
confused
گیج (شده)، دست پاچه، سراسیمه، درهم
perplexed
سرگشته، حیران، خیران، مبهوت، پیچیده، درهم
indistinct
نا معلوم، تیره، غیر روشن، درهم، آهسته، ناشنوا
inter
در خاک نهادن، مدفون ساختن، در قبر نهادن، زیر خاک پوشاندن
muddy
گل آلود، پر از گل، تیره، گلى، گلى کردن
together
با، با هم، با یکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه، باضافه