فرهنگ آریان‌پور

درهم

#۹۲٬۷۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hash

درهم، درهم کردن، خرد کردن، گوشت و سبزه هاى پخته که با هم بیامیزند، آمیزش، مخلوط، مخلوط کردن، ریزه ریزه کردن، آدم کودن

۲

drachm

درهم، درم (پول قدیمى)، درم (مقیاس وزن)

۳

drachma

درهم، پول نقره یونان باستان

۴

drachmae

درهم، پول نقره یونان باستان

۵

drachmai

درهم، پول نقره یونان باستان

۶

unsettled

درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته

۷

mixed

آمیخته، مخلوط، درهم، قاتى

۸

shaggy

زبر، درهم، کرک شده، مو دراز، پر مو، پشمالو

۹

garbled

آشفته، درهم

۱۰

confused

گیج (شده)، دست پاچه، سراسیمه، درهم

۱۱

perplexed

سرگشته، حیران، خیران، مبهوت، پیچیده، درهم

۱۲

indistinct

نا معلوم، تیره، غیر روشن، درهم، آهسته، ناشنوا

۱۳

inter

در خاک نهادن، مدفون ساختن، در قبر نهادن، زیر خاک پوشاندن

۱۴

muddy

گل آلود، پر از گل، تیره، گلى، گلى کردن

۱۵

together

با، با هم، با یکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه، باضافه