واژههای فارسی←درنگی - بی -فرهنگ آریانپوردرنگی - بی -#۹۲٬۶۹۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱immediacyبى درنگى، فوریت، بى واسطگى، بى فاصلگى، مستقیم و بى واسطه بودن، آگاهى، حضور ذهن، بدیهى، قرب جوازواژههای نزدیک در الفبادربند چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربند نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربهشت جا دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربیخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربین راه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر