واژههای فارسی←درنده خویفرهنگ آریانپوردرنده خوی#۹۲٬۶۶۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱wolf(جانور شناسى) گرگ، حریصانه خوردن، بوحشت انداختن۲ravenousبسیار گرسنه، پر ولع، پر اشتیاقواژههای نزدیک در الفبادربند چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربند نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربهشت جا دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربیخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربین راه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر