فرهنگ آریان‌پور

درمیان‌ گرفتن

#۹۲٬۶۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

surround

فرا گرفتن، محاصره کردن، احاطه شدن، احاطه

۲

intercept

بریدن، قطع کردن، جدا کردن، حایل شدن، جلو کسى را گرفتن، جلوگیرى کردن، دربین راه بودن