فرهنگ آریان‌پور

درمضیقه

#۹۲٬۶۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

underprivileged

محروم از مزایاى اجتماعى و اقتصادى، درمضیقه، تنگدست، کم امیتاز

۲

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى