فرهنگ آریان‌پور

درمدت

#۹۲٬۶۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

during

درمدت، هنگام، درجریان، در طى

۲

for

براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه

۳

pending

در طى، درمدت، تا زمانى که، امر معلق، متکى