فرهنگ آریانپور
درمانده
#۹۲٬۵۸۸
forlorn
سرگردان، بیچاره، درمانده، بى کس، متروک
helpless
بیچاره، درمانده، فرو مانده، ناگزیر، زله
beaten
زده، کوبیده، چکش خورده، فرسوده، مغلوب
desolate
ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین