فرهنگ آریان‌پور

درمانده

#۹۲٬۵۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

forlorn

سرگردان، بیچاره، درمانده، بى کس، متروک

۲

helpless

بیچاره، درمانده، فرو مانده، ناگزیر، زله

۳

beaten

زده، کوبیده، چکش خورده، فرسوده، مغلوب

۴

desolate

ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین