فرهنگ آریان‌پور

درماندگی

#۹۲٬۵۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

inability

ناتوانى، فروماندگى، درماندگى، عجز، بى لیاقتى

۲

insolvence

(insolvency =) ـ درماندگى، اعسار، عجز از پرداخت دیون

۳

insolvency

(insolvence =) ـ درماندگى، اعسار، عجز از پرداخت دیون

۴

prostration

به خاک افتادن، درماندگى، دمر بودن

۵

need

نیاز، لزوم، احتیاج، نیازمندى، در احتیاج داشتن، نیازمند بودن، نیاز داشتن

۶

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین

۷

distress

پریشانى، اندوه، محنت، تنگدستى، درد، مضطرب کردن، محنت زده کردن

۸

desolation

ویرانى، خرابى، تنگى، دلتنگى، پریشانى

۹

desperation

نومیدى، بیچارگى، نومیدى زیاد، لاعلاجى

۱۰

frustration

عقیم گذارى، خنثى سازى، محروم سازى، نا امیدى

۱۱

demoralization

تضعیف روحیه