فرهنگ آریانپور
درکشیدن
#۹۲٬۴۸۲
absorb
درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در
milk
شیر، شیره گیاهى، دوشیدن، شیره کشیدن از
rout
با پوزه کاویدن، جمع، گروه، بى نظمى و اغتشاش، به طور آشفته گریزاندن، کاملاً شکست دادن، تار و مار کردن
cadge
گره زدن، بستن، محکم کردن، باربرى کردن، اخاذى کردن، دوره گردى کردن، گدایى، دوره گردى
wring
(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن
chisel
اسکنه، قلم درز، با اسکنه تراشیدن
wangle
تلولو خوردن، به حیله متوسل شدن، لرزاندن
extortion
اخذ به زور و عنف، اخاذى، اجحاف، زیاده ستانى
extraction
عصاره گیرى، عصاره، اصل و نسب، استخراج