فرهنگ آریان‌پور

درکشیدن

#۹۲٬۴۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

absorb

درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در

۲

milk

شیر، شیره گیاهى، دوشیدن، شیره کشیدن از

۳

rout

با پوزه کاویدن، جمع، گروه، بى نظمى و اغتشاش، به طور آشفته گریزاندن، کاملاً شکست دادن، تار و مار کردن

۴

cadge

گره زدن، بستن، محکم کردن، باربرى کردن، اخاذى کردن، دوره گردى کردن، گدایى، دوره گردى

۵

wring

(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن

۶

chisel

اسکنه، قلم درز، با اسکنه تراشیدن

۷

wangle

تلولو خوردن، به حیله متوسل شدن، لرزاندن

۸

extortion

اخذ به زور و عنف، اخاذى، اجحاف، زیاده ستانى

۹

extraction

عصاره گیرى، عصاره، اصل و نسب، استخراج