فرهنگ آریانپور
درک نکردنی
#۹۲٬۴۶۷
intangible
لمس ناپذیر، (مجازى) بغرنج، درک نکردنى، مال غیر عینى، نا هویدا
impenetrable
غیر قابل رسوخ، سوراخ نشدنى، داخل نشدنى، نفوذ نکردنى، درک نکردنى، پوشیده
imperceptible
دیده نشدنى، غیر قابل مشاهده، جزیى، غیر محسوس، تدریجى، نفهمیدنى، درک نکردنى
incomprehensible
نفهمیدنى، دور از فهم، درک نکردنى، نا محدود
fathomless
عمیق، بى انتها
unfathomable
ژرف، غیر قابل عمق سنجى
unintelligible
غیر مفهوم، غامض، پیچیده، غیر صریح