فرهنگ آریان‌پور

درک نکردنی

#۹۲٬۴۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

intangible

لمس ناپذیر، (مجازى) بغرنج، درک نکردنى، مال غیر عینى، نا هویدا

۲

impenetrable

غیر قابل رسوخ، سوراخ نشدنى، داخل نشدنى، نفوذ نکردنى، درک نکردنى، پوشیده

۳

imperceptible

دیده نشدنى، غیر قابل مشاهده، جزیى، غیر محسوس، تدریجى، نفهمیدنى، درک نکردنى

۴

incomprehensible

نفهمیدنى، دور از فهم، درک نکردنى، نا محدود

۵

fathomless

عمیق، بى انتها

۶

unfathomable

ژرف، غیر قابل عمق سنجى

۷

unintelligible

غیر مفهوم، غامض، پیچیده، غیر صریح