واژههای فارسی←درفشاندنفرهنگ آریانپوردرفشاندن#۹۲٬۴۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱injectتزریق کردن، زدن، اماله کردن، سوزن زدنواژههای نزدیک در الفبادربند چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربند نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربهشت جا دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربیخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربین راه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر