فرهنگ آریانپور
درشتی
#۹۲٬۳۲۸
coarseness
درشتى، زبرى
acerbity
ترشى، دبشى، درشتى، تندى
amplitude
فزونى، دامنه، فراخى، فراوانى، استعداد، میدان نوسان، فاصله ى زیاد، بزرگى، درشتى، انباشتگى، سیرى، کمال
astingency
گسى، خاصیت قبض (مزاج)، سفتى، سختى، تندى، درشتى، خشونت
lip
لب، لبه، کنار، طاقت، سخن، بیان، لبى، با لب لمس کردن
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف cut roughandtumble
asperity
خشونت (در صدا)، سختى، ترشى (در مزه)، تلخى و خشونت (در اخلاق)، نامطبوعى