فرهنگ آریان‌پور

درستکار کردن

#۹۲٬۲۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

incorrupt

(incorrupted =) ـ درست، فاسد نشده، صحیح و بى عیب، پاک کردن، سالم کردن، درستکار کردن