فرهنگ آریانپور
درست و حسابی
#۹۲٬۲۳۹
roundly
به طور حسابى، درست و حسابى، کاملاً رک، آشکارا، بى پرده، گردوار
full
انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل
soundly
به طور صحیح و سالم
veritable
واقعى، بتحقیق، بحقیقت، قابل اثبات حقیقت