فرهنگ آریان‌پور

درست و حسابی

#۹۲٬۲۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

roundly

به طور حسابى، درست و حسابى، کاملاً رک، آشکارا، بى پرده، گردوار

۲

full

انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل

۳

soundly

به طور صحیح و سالم

۴

veritable

واقعى، بتحقیق، بحقیقت، قابل اثبات حقیقت