واژههای فارسی←درست کردن - بد -فرهنگ آریانپوردرست کردن - بد -#۹۲٬۲۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱mismanageبد اداره کردن، بد گرداندن، بد درست کردنواژههای نزدیک در الفبادربند چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربند نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربهشت جا دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربیخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربین راه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر