واژههای فارسی←درست کردن - استادی -فرهنگ آریانپوردرست کردن - استادی -#۹۲٬۲۱۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱manipulateبا دست عمل کردن، با استادى درست کردن، با مهارت انجام دادن، اداره کردن، دستکارى کردنواژههای نزدیک در الفبادربند چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربند نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربهشت جا دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربیخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربین راه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر