فرهنگ آریانپور
درست
#۹۲٬۱۷۶
exact
درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است
aright
درست، بدرستى، مستقیم، مستقیما
correct
درست، صحیح، صحیح کردن، اصلاح کردن، تادیب کردن، تصحیح کردن
exactly
درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است
accurate
درست، دقیق، صحیح
even
زوج، عدد زوج، (مثل 2 و 4 و 6 و 8)، هموار، صاف، مسطح، تراز، مساوى، هموار کردن، صاف کردن، واریز کردن، حتى، هم، درست، اعداد جفت
valid
معتبر، صحیح، قوى، سالم، قانونى، درست، داراى اعتبار، موثر
genuine
خالص، اصل، اصلى، واقعى، حقیقى، درست
integral
انتگرال، صحیح، بى خرده، درست، بى کسر، کامل، تمام واژه هاى شامل
authentic
صحیح، معتبر، درست، موثق، قابل اعتماد
incorrupt
(incorrupted =) ـ درست، فاسد نشده، صحیح و بى عیب، پاک کردن، سالم کردن، درستکار کردن
conscionable
معقول، درست، وجدانى، با وجدان
indefectible
خلل ناپذیر، عیب نکردنى، خراب نشدنى، بى عیب، درست
entire
کاملاً، کلاً، سراسر