فرهنگ آریان‌پور

درس عبرت

#۹۲٬۱۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

saw

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر

۲

lesson

درس، درس دادن به، تدریس کردن

۳

warning

اخطار کردن، هشدار دادن، آگاه کردن، اخطار کردن به، تذکر دادن